برخي خصوصيات زندگي در دنياي مجازي

  دسته‌بندی نشده

هرکسي در شهري زندگي مي‌کند. شيراز شهري است با خصوصيات خودش و اهواز خصوصياتي متفاوت از آن دارد. هرکسي وارد شهر تهران مي‌شود به‌سرعت متوجه خصوصيات متفاوت آن مي‌شود. هر شهري خصوصيات و قواعدي دارد اما در کنار اين تفاوت، قواعد اصلي و کلي چنان مشترک است که کودک در هر شهري متولد شود مي‌گويند به دنيا آمد، و نمي‌گويند به شيراز يا مشهد آمد. او از دنيايي وارد دنيايي ديگر شده است. دنيايي جديد که قواعدش و خصوصياتش و سنت‌هايش متفاوت است. دنياي مجازي نيز خصوصيات يک دنيا را دارد، اما خصوصياتي متفاوت. شايد شناخت دنيايي که بسياري در آن مقيم شده‌ايم و بسياري فرزندان خود را براي سکونت به آن مي‌فرستيم لازم باشد. به‌شرط آنکه اتفاقاتي را که در يک شهر مي‌افتد، با قواعدي که در شهر برپاست اشتباه نگيريم.
مدافعان اينترنت و فضاي مجازي معتقدند كه نويد بلندمدت اين دستاوردهاي تكنولوژيك آن است كه به‌زودي هر كدام از ما مي‌توانيم از محدويت‌هايي كه بدنمان بر ما تحميل كرده فراتر رويم.

فراتررفتن در اينجا اتفاقي غير از گسترش‌دادن كالبد است. تا به حال تكنولوژي را بسط و امتداد اعضاي فيزيكي انسان قلمداد مي‌كرديم. مثلاً تصور مي‌كرديم كه بيل و بيل مكانيكي همان دست و پنجه و بازويي است كه قدرتمندتر شده است. استفاده از ابزار اگر در قديم براي رفع حوائج بود و در دوره مدرن براي تسلط و تسخير بيش از حد بر طبيعت، احتمالاً در دوره‌ي پست‌مدرن چيزي خواهد بود براي فراروي از طبيعت. اگر تكنولوژي تا به حال مي‌خواست قدرت فيزيكي و جسماني بشر را گسترش دهد، حال به دنبال فارغ‌كردن انسان از اين كالبد محدودكننده و مزاحم است و اين وظيفه بر عهده‌ي تكنولوژي‌هاي ارتباطي و رسانه‌اي است.

زندگي مجازي، علاوه بر اينكه ما را از قيودات تن مي‌رهاند، اين امكان را نيز ايجاد مي‌كند كه دو بار (و شايد چندين بار) در اين جهان زيست كنيم و اين شايد راز جذابيت فضاي سايبر است. اينترنت، همچنين مي‌تواند دسترسي عامه به منابع و در نتيجه اميد به دموكراسي را بهبود بخشد، اما همه‌ي اين جذابيت‌ها مي‌تواند نقاط ضعف آن نيز محسوب شود. عاميانه‌شدن اطلاعاتي كه تا پيش از اين در انحصار عده‌اي خاص بود تبعاتي دارد كه از جمله هم‌سطحي و بي‌ارزشي و بي‌تعهدي است. همگان در محيط مجازي به تبادل آرا مشغول‌اند بدون اينكه مسئوليتي قبول كنند. اين شكل از ساحت عمومي دچار نوعي توهم دموكراتيك و در واقع تشويق به بي‌عملي و بي‌تعهدي است. بي‌تعهدي مجازي از اين جهت خطرناك است كه توهمي از عمل‌گرايي را نيز با خود به همراه دارد. اينترنت مانند توصيفي كه كيركگارد از مطبوعات دارد، با هم‌سطح كردن همه‌چيز و غيرحضوري كردن همه‌چيز، باعث بي‌تعهدي و بي‌تفاوتي مي‌شود. ديگر چيزي آن قدر اهميت ندارد كه برايش جان داده شود و اين دقيقاً همان تعريف نيهيليسم است. به گفته‌ي كيركگارد، مطبوعات دشمنان اصلي تعهد بي‌قيد و شرط‌اند. اينترنت نيز از حيث هم‌سطح كردن، مانند مطبوعات عمل مي‌كند. قانع‌كردن كنشگر مجازي به اينكه در واقع او دارد هيچ كاري انجام نمي‌دهد، دشوار است. شايد جدي‌ترين اتفاقي كه در اين محيط‌ها مي‌افتد دست به دست شدن بيانيه‌ها و كمپين‌هاست تا پايش امضايي ديجيتال انداخته شود. شايد بارها شنيده باشيد كه نيروهاي اپوزيسيون، كه غالباً در محيط‌هاي ماهواره‌اي و اينترنتي فعال‌اند از بي‌عملي يكديگر گلايه كرده باشند. اين بي‌عملي به حدي است كه به نظر مي‌رسد، فضاي سايبر اساساً فضايي براي فرار از دنياي واقعي است. دنياي واقعي با همه‌ي خوبي‌ها و بدي‌هايش و با همه‌ي آلام و خوشي‌هايش از آن حيث كه واقعي است و مستلزم حضور فيزيكي، مستلزم تعهد است. در عالم واقع نمي‌توان هر لحظه كه اختيار مي‌كنيم فرار كنيم و از تعهدات سر باز زنيم و از حضور به غياب برويم. اما در زيست ‌مجازي، فراركردن و رهايي، تنها به يك كليك نياز دارد. اگر به گفته‌ي نيل‌پستمن تلويزيون همان مخدر سوم است كه آلدوس هاكسلي در رمان «دنياي قشنگ نو» توصيف كرده بود، اينترنت و زيست‌مجازي شكل تشديدشده‌ي اين تخدير است. تخديري كه از پايه مرز ميان واقع و غيرواقع را به هم مي‌زند. يك موجود مجازي را به هيچ‌وجه نمي‌توان مجاب كرد كه زندگي مجازي واقعي نيست؛ چرا كه او نتيجه و بازخورد كنش‌هاي خود در اين محيط و حضور كنشگراني شبيه به خود را احساس مي‌كند.

LEAVE A COMMENT